رباعی سعدی
ان یار که عهد دوست داری بشکست
می رفت ومنش گرفته دامن در دست
می گفت دگرباره به خوابم بینی
پنداشت که بعداز آن مراخوابی هست

سعدی جون خیلی باحال بود...
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21:45 توسط فاطمه نیک نام
|